#کاش_هنوز_عاشقم_بودی_پارت_303

-از کجا میدونی نیست؟

-با حرف هایی که بهش زدم مطمئنم دیگه نیست...

پریوش زمزمه کرد:

-عشق هیچ وقت نمیمیره... امتحانش ضرری نداره... دوباره عاشقش کن...

با خروج مادرش از اتاق، اشک دوباره مهمان چشم هایش شد...

انگار کسی قلبش را میان پنجه می فشرد...

لبش را به دندان کشید و به رو به رو خیره شد...

صدای مادرش در گوشش پیچید: "دوباره عاشقش کن"

*************

عطر تنی که در آغوشش فرو رفته بود را به مشام کشید و صدای نگرانی که پشت سر هم به نامش می خواند را به گوش جان سپرد...

بی رمق چشم هایش را از هم باز کرد و نگاهش در دو چشم نگران قفل شد...

عادل سر به آسمان بلند کرد و گفت:

- خدایا شکرت...

romangram.com | @romangram_com