#کاش_هنوز_عاشقم_بودی_پارت_238
********************
با دیدن صندلی خالی ندا ، کلافه پوفی کرد و شماره اش را گرفت. تا جواب دادن ندا با خود تکرار کرد "آروم باش پسر... آروم. بذار ناز رو پیدا کنی بعد حسابشو برس"
صدای خمار و گرفته ی ندا حالش را به هم می زد. اما سعی کرد آرام باشد.
– جانم مازی؟
- تو کجایی؟
- خب معلومه خونه... یادت رفته مریضم...
-پس میام ببینمت...
– اوه چی شده یاد من افتادی؟
- میام می گم.
تماس را که قطع کرد زمزمه کرد:
romangram.com | @romangram_com