#کنیزک_زشت_من_پارت_67


نگاه موذیانه ای کرد و گفت : فقط صاحب کارتم ؟ ... نچ اشتباهت همین جاست من صاحب همه چیزتم .... اگه بخوام میتونم هر کاری باهات بکنم و اب هم از اب تکون نخوره ... چون خریدمت مال منی

شتر در خواب بیند پنبه دانه گهی لپ لپ خورد گه دانه دانه

خودتو بالا نگیر مالی نیستی کنیزک زشششت وگرنه اگه مالی بودی تا حالا کارتو تموم کرده بودم

از تحقیراش عصبانی شده بودم گفتم : فکر نمیکنم تو عرضه ی اینکارا رو داشته باشی از بس وسواسی هستی .... حتما به زنت هم میگی اه اه پیف پیف پیش من نخواب ..... وای مامانم اینا

خنده ی بلندی سر داد و گفت : نه جونم واسه اون کارا اصلا وسواسی نیستم .... اگه بخوای هم نشونت میدم چه کارایی که بلد نیستم اصلا یه فکری .... تو امشب بیا تو اتاق من بخواب من یه کارایی بهت نشون بدم کف کنی

از خجالت سرخ شده بودم دیگه حرفی نزدم اونم چیزی نگفت تا ساعتی تو راه بودیم بعد از مدتها چشمم به خیابونا میفتاد همه جا برف نشسته بود و سفیدپوش کرده بود دلم میخواست یه کمی برف بازی کنم حتی توی باغ هم برام جذابیتی نداشت نگاهم به بیرون بود که گفت : چیه ؟ میخوای برف بازی کنی ؟

قبلا با هادی و گلی و مرجان و مریم کوچولو میرفتیم تو کوچه و برف بازی میکردیم وقتی میرفتیم بیرون بقیه ی بچه های کوچه هم میومدن ادم برفی درست میکردیم و همیشه شال گردن مسعودو برای ادم برفی برمیداشتیم بیچاره یه شال رنگ و رو رفته داشت که اونم بچه ها برای ادم برفی ازش میگرفتن پارسال خودم یکی دیگه براش بافتم وقتی بهش دادمش خیلی خوشحال شد یه پیکان کهنه هم تازه قسطی خریده بود که باهاش کار میکرد .... وضع مالی همه ی ما بد بود ولی روزای خوش زیادی هم با هم داشتیم

نگاش کردم دیدم با لبخندی نگام میکنه و گفت : برای منم میبافی ؟

چی ؟

شال دیگه

تو که بهترین شال گردنا رو داری همیشه

میخوام تو یکی برام ببافی

باشه میبافم

دیگه نزدیک شده بودیم ماشینو یه گوشه ای پارک کرد و هر دو از ماشین خارج شدیم کنار هم قدم برمیداشتیم که گفت : بریم اونجا پیمان داره دست تکون میده

کمی که جلوتر رفتیم متوجه یه دسته از جوونا روی یه تخت شدم اولین نفر صورت خندون پیمان بود که متوجه اش شدم کم کم که جلو رفتیم متوجه چند نفر دیگه هم شدم دو تا دختر بود و 2 تا پسر دیگه وقتی نزدیک شدیم هر دو یه سلام جمعی دادیم و کنارشون نشستیم پیمان با دیدنم گفت : اوه اوه ببین کی اینجاست .... خاله ریزه تو هم اومدی

اخمامو در هم کشیدم و گفتم : من کجام خاله ریزه اس ؟ چشات مشکل داره ها

romangram.com | @romangram_com