#کنیزک_زشت_من_پارت_146


داداشت بدجوری اروپاییه ها

چی بگم .... رفیق توئه دیگه بهتر از این که نمیشه

حالا دیگه شد رفیق ما .... بابا داداشت خودش اینکاره اس همه ی عمرش المان بوده

خب دیگه من گشنه امه بریم داخل شب شد

باشه عزیزم بریم

اون شب یه شام سبک خوردیم و به طرف اتاق خوواب حرکت کردیم وارد که شدیم گفت : بدو برو یه دوش بگیر امروز خیلی فعالیت داشتیم زود بیا بیرون منم برم

باشه

وارد حموم شدم و یه دوش 10 دقیقه ای گرفتم و بیرون اومدم بلافاصله بعد از من رسا هم رفت لباس خوابمو پوشیدم و رفتم توی تخت هنوز چند دقیقه ای نگذشته بود که رسا هم اومد و کنارم دراز کشید دستشو دور کمرم انداخت و به خودش چسبوند و اروم کنار گوشم زمزمه کرد : خوشگل خودم ..... امشب حالت بهتره ؟

اولش متوجه منظورش نشدم و گفتم : اره من حالم خوبه که ... چیزیم نیس

لبخند موذیانه ای زد و گفت : خنگول من از یه لحاظ دیگه دارم میپرسم

از خجالت حرارت گرفتم تازه متوجه شده بودم بی اختیار میخواستم ازش دور بشم که دستشو محکم تر حلقه کرد و گفت : چرا یهو عقب نشینی میکنی دختر خوب ؟ خب بگو نه

با شرمندگی نگاش کردم و گفتم : من ... من خیلی بی عرضه ام نه ؟

نه عزیزم .... خب من یه کمی عجله دارم قربونت برم میدونم تا حالا تجربه نداشتی و میترسی ولی خب من یه خورده هولم

دست خودم نیست نمیدونم چرا میترسم .... نه اینکه از تو بترسم فقط خجالت میکشم

از چی خجالت میکشی ؟ به نظر من دلیلی نداره که خجالت بکشی من تو رو دوست دارم حتی اگه واقعا زشت بودی یا بدهیکل هم بودی من ممئنم بهت علاقمند میشدم چون من بخاطر خوشگلیت بهت جذب نشدم من از نگاه معصوم و طرز فکر پاکت خوشم اومد البته دروغ نمیگم خوشگلیت هم بی تاثیر نبود ... الان هم مجبورت نمیکنم ولی یه پیشنهاد دارم

چه پیشنهادی ؟

romangram.com | @romangram_com