#کنیزک_زشت_من_پارت_134


یعنی ..... یعنی منو .... منو میخوای ؟

دلمو زدم به دریا من واقعا اونو میخواستم هر کاری کردم پیمانو دوست داشته باشم نتونستم واسه همین گفتم : اره ... منم فقط تو رو میخوام

مطمئنی ؟

اره .... اما یه شرط دارم

چه شرطی

باید مادرتو ببخشی

اخماش درهم رفت که گفتم : اون یه کاری کرده ولی از تو طلب بخشش کرد تو بچه ی اونی باید ببخشیش

باشه در موردش فکر میکنم

نباید در مورد من شکاک باشی

نیستم .... دیگه نیستم

نگاهش روی بدنم کشیده شد که با خجالت پشتمو بهش کردم : نگام نکن خجالت میکشم .... لباسامو بده

از پشت دستشو دور شکمم حلقه کرد میخواستم فاصله بگیرم ولی نذاشت و کنار گوشم گفت : من همین الان هم شوهر تو محسوب میشم عزیزم ..... دلم میخواد ببینمت

من که کنیزک زشت بودم چی شد پس ؟

خنده ای کرد و گفت : من غلط بکنم که این حرفو بزنم بدن به این سفیدی و خوشگلی کجاش زشته اتفاقا قشنگترین تصویر زنده ی دنیاست

با حرص ارنجمو زدم تو شیکمش که گفت : اخ اخ میخوای منو از مردی بندازی ؟ .... نه جونم از این خبرا نیس همین فرداشب عقد میکنیم هفته ی دیگه هم عروسی میگیریم

لباسمو برداشتم و پوشیدم که گفت : میخوام همین الان زنگ بزنم به بابات و ازت خواستگاری کنم

romangram.com | @romangram_com