#کنیزک_زشت_من_پارت_133


دوست داشتن کیلو چنده ؟ عشق و عاشقی مال قصه هاست

عمدا به طرفش رفتم صورتمو جلوی صورتش گرفتم و تو چشماش زل زدم و گفتم : اگه منو دوست نداری چرا منو میبوسی ؟ چرا هیچکسو تا حالا غیر من نبوسیدی ؟ چرا با اینکه از بوسیدن چندشت میشه ولی با لذت منو میبوسی ؟ ..... چرا منو دزدیدی ؟

نگاهشو دزدید و گفت : کی گفته من چندشم میشه ؟

لبخند موذیانه ای بهش زدم و گفتم : از خیلیا شنیدم ..... تو حتی پری رو هم نبوسیدی مطمئنم

دهنشو باز کرد که یه چیزی بگه ولی چیزی نگفت و فقط به چشمام خیره شد صورتش یه سانتی صورتم بود که اروم گفت : اره .... من از بوسیدنت لذت میبرم .... من میخوامت .... همه ی وجودتو میخوام ..... نمیذارم دست کسی به تو برسه چون تو فقط مال منی

یهو با شدت دستشو دور گردنم حلقه کرد و لبشو روی لبم گذاشت و با خشونت شروع به بوسیدن کرد دلم هری ریخت تقلایی نکردم ولی همراهیش هم نکردم دستشو دور کمرم حلقه کرد و از روی صندلی بلندم کرد و از اشپزخونه خارج شد ولی یه لحظه هم جدا نمیشد نفس کم اورده بودم که روی کاناپه نشست و روی کاناپه خوابوندم زیر گلومو میبوسید و پایین تر میرفت یهو پیراهنمو کشید و بیرون اورد خجالت کشیدم دستمو روی سینه اش گذاشتم که ادامه نده ولی اروم کنار گوشم گفت : نترس .... حد خودمو میدونم .....

همه ی بدنمو میبوسید که یهو قفل لباسمو باز کرد از هیجان صدام در نمیومد ولی با این حال اروم تونستم بگم : نه .... اینکارو نکن .... ن.....نمیتونم رسا

ولی توجهی نداشت دستش به طرف دکمه ی شلوارم میرفت ولی دستشو پس زدم با کلافگی نگام میکرد که کلافه تر از خودش گفتم : نمیتونم ...... تو رو خدا .... من روم نمیشه

چشماش خمار شده بود سرش روی شکمم بود و میبوسید خجالت میکشیدم از خجالت بدنم گرگرفته بود و اون بالاتر میومد دستمو روی سینه ام گذاشتم و پسش میزدم ولی دست بردار نبود بزور دستمو کنار میزد که یهو بغلم کرد و گفت : اذیتم نکن مهرناز .... اذیتم کنی بدجوری اذیتت میکنم

در حالی که خودمم حالم خوب نبود گفتم : نمیتونم .... روم نمیشه .... اصلا میترسم اذیتم نکن

چرا اخه ؟ همین فردا میریم عقد دائم میکنیم .... اون موقع دیگه نمیتونی بگی روم نمیشه ...

من ... من با تو ازدواج نمیکنم

چرا ؟

چون تو شکاکی .... اصلا منو دوست نداری فقط میخوای مالک من باشی ... من ازت میترسم .....

چند لحظه چیزی نگفت تا اینکه گفت : من .... من تو رو دوست دارم .... من تو رو میخوام ..... همیشه میخواستم ..... حتی اولین روزی که تو چت باهام حرف زدی ..... اون موقع فقط یه حس بود ولی الان میخوام ..... بیشتر از جونم میخوام .... تو رو خدا اذیتم نکن ... بهم قول بده به پیمان فکر نمیکنی

پیمان فقط پسر عموی منه ....

romangram.com | @romangram_com