#کنیزک_زشت_من_پارت_132


یعنی چی رسا ؟ تو کدوم گوری هستی ؟ با مهرناز چیکار داری ؟

با مهرناز ؟ مهرناز زنمه ..... ادم با زنش چیکار داره ؟

رسا میکشمت ...... بخدا اگه بلایی سرش بیاری میکشمت

جوش نزن مهران ..... مهرناز مال منه .... به هیچکس دیگه ای هم نمیدمش

اذیت نکن رسا ..... خواهرم گناه داره ..... بابا لامصب خب اگه دوسش داری چرا زودتر نگفتی

من این چیزا و نمیفهمم مهرناز مال منه و اینجا میمونه تا زمانی که بریم خونه .... هر وقت هم خودم بخوام میارمش که به شما سر بزنه

رسا جان عزیزم .... داداش من .... بذار با مهرناز صحبت کنم من مطمئنم اونم به تو یه احساساتی داره ولی اگه بخوای بلایی سرش بیاری مطمئن باش ازت متنفر میشه .... من با پیمان حرف میزنم اونم ادم منطقی ایه

اون پیمان عوضی متوجه شده بود که صاحب مهرناز منم واسه همین پیش دستی کرد

رسا

اما گوشی رو قطع کرد و خاموشش کرد و رو به من گفت : صبحونه اتو بخور

چرا با مهران اینجوری حرف زدی

به این چیزا کاری نداشته باش ... صبحونه اتو بخور

همینطور میز صبحونه رو نگاه میکردم که ودش لقمه ای گرفت و به دهنم نزدیک کرد نگاش کردم که با لبخندی گفت : بخور دیگه

لقمه رو دهنم گذاشت که گفتم : رسا تو به من چه احساسی داری ؟

بخور به این حرفا کاری نداشته باش

عصبانی شدم با دا گفت م: واسه چی میگی عقدت میکنم ولی نمیگی دوسم داری

romangram.com | @romangram_com