#کنیزک_زشت_من_پارت_130
نخیر ابروتو نمیبرم ..... فقط به همه میفهمونم که صاحب داری کسی دندون تیز نکنه .....صاحبتم منم همین
با درماندگی روی تخت نشستم سرمو با دستام فشار میدادم که کنارم نشست و گفت : در هر صورت تو اینجا میمونی .... زن منی .... نمیذارم بهم خیانت کنی
برو گمشو بابا دیوونه ی زنجیری ..... چه زنی ؟ چه خیانتی ؟ .... من کی زن تو شدم که خودم نمیدونم ؟
دیگه چیزی نگفت همه جا سکوت بود سرمو بلند کردم و نگاش کردم که گفت : پاشو بیا یه چیزی بخور
نمیخوام
عصبی چشماشو بست و از روی تخت بلند شد و یهو دستشو زیر زانوم زد و از روی زمین بلندم کرد غافلگیر شدم یه جیغ کشیدم و از ترس اینکه نیفتم دستمو دور گردنش حلقه کردم و محکم گرفتم که نیفتم صورتم درست روبروی صورتش بود که گفتم : بذارم زمین خودم میام
نگام کرد و با لبخند موذیانه ای گفت : خودت اگه میخواستی میومدی ..... چاق شدیا کلک نرم و پنبه ای شدی
با حرص یه مشت به بازوش زدم که خنده ای کرد و گفت : شوخی کردم تو خیلی هم خوش اندامی منتها بغلی منی .... فقط تو بغل من جا میشی نه تو بغل هیچکس دیگه
نگاش کردم یه جوری شده بود نمیدونستم منظورش از این حرفا چیه ولی دلمو به دریا زدم و پرسیدم : رسا تو چی میخوای ؟ منظور تو چیه ؟
صورتشو نزدیک تر کرد و گفت : منظور من اینه که تو فقط مال منی ..... نه هیچکس دیگه .... فقط باید پیش من بمونی
تو حالت خوبه ؟ فقط به خاطر یه صیغه ی شفاهی باید تا اخر عمر پیش تو بمونم ؟
من این چیزا رو نمیفهمم ... اگه شده یه صیغه ی دائم میخونم و نگهات میدارم
اخه من به تو چی بگم ؟ مگه میشه ؟
اره چرا نشه ؟
تو منو دزدیدی میفهمی ؟
اره .... دزدیدمت به همشون هم میگم مطمئن باش
romangram.com | @romangram_com