#کلاغ_پر_گنجشک_پر_پارت_89

_ کت؟

چندبارپلک زدم تا منظورش را بفهمم که اشاره به کت تنش کرد:

میگم کت و دربیار.

دستی به پیشانی کشیده و لب می زنم:

الان شرمنده.

سریع یک سرآستینش را می گیرم و می کشم که خودش هم کمک می کند در آوردنش.

_ امروز جلسه مهمی دارم ولی باید تنهابرم... شایدهم تاعصرنیام تو برو خونم شامم رو درست کن.

دستم در بین راه خشک شد و کتش را توی مشتم چنگ زدم.

- میشه نرم؟

آخه باید برم خونه دیروقت برسم اون وقت...

_ نه!

عینکش را زد و سرش سمتم متمایل شد:

روی حرفم بار آخره حرف می زنی ارغوان ها؟

هشدارش را گرفتم و سرم ناچار تکان دادم.

- چشم قربان.

سرش صاف می شود.

_ خوبه.

کت را که آویزان می کنم راهم سمت میزم کج می شود و این بار فایل های مربوط طراحی را بررسی می کنم.

romangram.com | @romangram_com