#کلاغ_پر_گنجشک_پر_پارت_287

بچه بازی درنیار بیا بالا، اونجا جای مناسبی برای گفتگو نیست.

پوزخندحرص دراری زده و زیرلب شمات بارش کردم:

نه توفکرکردی با یه احمق طرفی؟

نه آقا من دیگه از یه سوراخ دوبار گزیده نمی شم... هرحرفی داری یا سرهمین پارک می گی یا ماوو به خیر وشما رو به سلامت.



لحنش کلافه و عصیانگر گشت:

یادت نرفته پیشم چه عکس هایی داری؟

چشم روی هم نگران انباشتم و در دل خدارا فریاد زدم اما جوابم آرام و گرفته شد:

اگه عکسی پخش بشه شک نکن منم زندگیت رو خراب می کنم هم من هم خودت خوب می دونیم که کتی اگه بفهمه نامزدش چه حیونی هست همه چی تموم می شه.



تمسخرآمیز قهقه بی خیالی زد:

من اصلا ککم نمی گزه برو به هرکی دوست داری بگو مهم عکساته که زیر دست منه خانم.



خانم روچنان کشیده گفت که غیض ام گرفت و تلفن را قطع کرده و سمت پارک قدم برداشتم.

تلفنم را روی حالت بی صدا کرده و روی نیمکت وسط پارک نشسته و خیره به آبنمای زیبای و گنجشک هایی که از آن آب می نوشید و درختان سرسبز و سایه افکن روی نصفه پارک جایی مناسب برای استراحت نیم روزی برای همه قشر تدبیر شده بود.



_ جای دنجیه.

متعجب سرم را بالا برده و به اویی که بانیشخند عینک آفتابی قهوه ایش را کمی روی چشم هایش جابه جا کرد خیره شدم:

romangram.com | @romangram_com