#کلاغ_پر_گنجشک_پر_پارت_148
- اما من اگه فقط یه روی ساده معمولی نشون بدم شما ترش می کنی چرا؟
لبش گونه ام را می سوزاند زمانی که بازدمش را فوت می کند و پوستم گرمایی عجیبی را حس می کند.
_ من بدم اما تو بد نشو ارغوان.
دلم از لحن زیبا و خواستنی اش می گیرد و کاش فاصله ها مابینمان زیاد نبود و شرم وحیای دخترانه ام تیشه به ریشه خواستنم نمی زد و من باز غریب نهیب عقلم را می خورم و کمی از او که مات شده و گنگ دور می شوم و با انگشتانم بازی کنان سخنم را بازگو می کنم.
- من راحت نیستم وقتی شما هربار به هربهانه بهم نزدیک می شی و هرطوری دوست دارین باهام برخورد می کنین.
جانم در می آید آن یک جمله را سربه زیر به گوشش برسانم.
تبسمش زیاد که می شود سری می جنبانم و به او که خیره کنان پلکی می زند و گلویش را صاف.
_ حق باتویه...
دستی به گردنش می کشد و سرد می افزاید:
من... ( پوف کشید) بهتره برم.
بی حرف و سخن از اتاق خارج شد، تنم بعداز رفتنش و کوبیدن آرام درو تنم پهن زمین سُرمی خورد
و هق هق هایم از سر گرفته می شود.
کاش نهیبی نبود.
کاش ترسی از آبرو نبود کاش...
بیم آن دارم تو مرا فراموش کنی و من تورا در کوچه و پس کوچه های شهر میان آغوش گرم دیگری پیدایت کنم.
(گلی حسینی)
romangram.com | @romangram_com