#کلاغ_پر_گنجشک_پر_پارت_114
دنبالش قدم تند کردم و سد راهش شدم و متاثرکنان زمزمه کردم.
- چرا لج می کنی آخه؟
اخم هایش عجیب با لب گاز گرفته اش در تضاد بود.
_ برو کنار خانم محترم.
جاخورده به درب می چسبم.
- اع شما باز که لجبازی می کنین؟
نعره ای کشید و مچم را اسیر کرد.
_ توکه من و غریبه می دونی و حتی باهام... پوف ارغوان از دستت کلافه ام می فهمی کلافه؟
اشک هایم یکی یکی راه باز کرده بودند و پربغض دلخور جواب دادم.
- احترام گذاشتن بهتون رو خودتون از اول تاکید کردین؟
حالا می خواین...
صدایش آرام و بم رسید:
نقصش کن ارغوان... این قوانین لعنتی رو بهم بزن... نمی خوام باهام غریب باشی بابا تو الان یک ونیم ماه پیشمی اما هنوز مثل روز اولتی!
چکارکنم که این تدافعه رفتاریت بریزه هان؟
لبم را زیر دندان گزیدم که باشصتش لبم را آزاد کرد.
_ با اون چیکار داری تو؟
romangram.com | @romangram_com