#جنون_انتقام_پارت_96
خونست دایی هم هست خودش پزشکه کمک میکنن..... روی صندلی عقب دراز کشیدم...تودلم رخت میشستن...حالت تهوع داشتم....سرم گیج میرفت....اینا یک
طرؾ دردی که هرلحظه یاد آوری میکرد که خیانتی بزرگ کردم وسزاوارمرگم ازطرؾ دیگه روح وجسمم رو داؼون میکرد....چه کنم چه کنمی که به سراؼم
اومده بودداشت دیونم میکرد.....جواب دایی...جواب سامیار...خدایا سامیار...دوستش دارم.....عاشقشم....اما من دیگه تموم شدم ....مطمئنم سامیار بفهمه اولین
کاری که میکنه طلاقه....طلاقم میده...آخ خدا بی سامیار میمیرم.....دایی از خونه بیرونم میکنه...آواره میشم.. حتی پری هم بفهمه بامن قطع رابطه
میکنه.....همین نازی هم بفهمه میگه تو که انقدر بی جنبه بودی نمیومدی...نازی نمی دونه من شوهر دارم بفهمه چی میگه....خدایا چه ؼلطی کردم ....کاش
حواسم رو جمع میکردم....با صدای نازی به خودم اومدم....
نازی:آرام جان پاشو کمکت کنم بری تو خونه ....اگر هم میخوایی زنگ درو بزنم داییت وآرزو بیان ببرنت تو؟؟؟؟
باعجله از روی صندلی بلند شدم باتمام بد حالی سعی کردم خودم روسرپاکنم...نازی نباید می فهمیدکسی خونه نیست..برای همین گفتم:کلید دارم خودم میرم
تو...دستت درد نکنه ....ببخشید وسط جشنت مجبور شدی منو بیاری واز جشن موندی...شرمندت شدم....نازی با تعجب نگام کرد...زبونش روروی لبش کشیدو
جواب داد.
نازی:نه...نه...میرسم...کاری نکردم ...برو مراقب به خودت باش...ازحالت باخبرم کن...
باشه ای گفتم واز ماشین پیاده شدم....نمیتونستم راه برم اما نمیخواستم نازی بوببره.....به هرجون کندنی بود خودمو به دررسوندم وکلیدو تو درچرخوندم ووارد
خونه شدم...قبل ازاینکه دروببندم دستی برای نازی تکون دادم اونم باتک بوقی گاز دادورفت....درروبستم پشتش سر خوردم....خدایا...خدایا...کمکم کن.....
بی رمق ازجام بلند شدم وبه داخل خونه رفتم...به سرعت به اتاقم رفتم ودررومحکم بهم کوبیدم.....حالا که به اتاقم رسیدم بؽضم سرباز کرده بودوهق هقم به
آسمان میرسید.....دادزدم....سرم رو به دیوار کوبیدم....ناله کردم....دیگه بیحاله بیحال شده بودم...تن خردشدم رو به طرؾ حموم کشیدم....لباسام رو درآوردم
وزیردوش نشستم وزانوهام روبؽل گرفتم ودوباره زار زدم.....گریهام تمومی نداشت....چشمام از گریه زیادمتورم شد وشدید می سوخت.....ازجا بلند
شدم...صدبارخودم روآبکشی کردم پوست تنم ازبس لیؾ کشیدم سرخ شده بود بلاخره رضایت دادم وازحموم بیرون اومدم....حوله تن پوشم رو پوشیدم
romangram.com | @romangram_com