#جنون_انتقام_پارت_88
که توی پیش دستی بود شدم...دایی طبق معمول داشت شبکه خبرتماشا میکرد..منم سرم رو با سیب گرم کردم که صدای زنگ تلفن بلند شد...آرزو به طرؾ
تلفن رفت وجواب داد...هنوزچندثانیه نگذشته بود که صدای شیونش بلند شد....منودایی هراسون ازجابلند شدیم وبه طرفش رفتیم...گوشی ازدستش افتاده
بودوخودش هم سرخورده بودروی زمین وهق هق گریه میکرد....دایی گوشی روبرداشت..گویا هنوزکسی پشت خط بود که دایی مشؽول صحبت باتلفن
شد....من هم سعی میکردم آرزو روآروم کنم وبفهمم جریان چیه....اماباهق هق های آرزو چیزی دستگیرم نشد...دایی گوشی تلفن رو سرجاش گذاشت وروبه
آرزو گفت:پاشو آماده شوباهم بریم...._دایی نمیخوایید به من هم بگید چی شده؟؟؟
دایی:متاسفانه رحیم توجاده تصادؾ کرده...انتقالش دادن به بیمارستان باید بریم ازنزدیک ببینم چی شده بعدهم انتقالش بدم به بیمارستان خودمون....
_پس صبرکنید من هم آماده بشم بیام شاید بتونم کمکتون کنم؟؟؟؟؟
دایی:نه عزیزم...تو خونه باش..اگرسامیارزنگ بزنه کسی خونه نباشه نگران میشه....بعد هم تواینجا باشی من خیالم راحت تره....
آرزو:آره آرام جان ؼذاروگازه..بیزحمت مراقب باش....شایدتا ظهر اومدیم...
باقیافه ای گرفته بهشون نگاه کردم گفتم باشه پس منو بی خبرنزارید..دایی باشه ای گفت وباعجله باآرزو ازخونه بیرون رفتن...سوار ماشین شدن ودایی باچنان
سرعتی رفت که از صدای جیػ لاستیک هاش دستم رو با ترس روی گوشهام گذاشتم.....
ساعت چهار بود که دایی زنگ زدو گفت متاسفانه شدت تصادؾ زیاد بوده وآقا رحیم به سرش ضربه خورده وهنوز بیهوشه....اما منتقلش کردن بیمارستان
خودشون...دایی زمزمه وارگفت آرام براش دعاکن..دعاکن عزیز دایی.....بعدهم گفت بیمارستان میمونه چون تا یک ساعت دیگه شیفتش شروع میشه وتا صبح
باید باشه....به من هم تاکید کرددرها روقفل کنم وازخونه بیرون نرم واگر مشکلی داشتم باهاش تماس بگیرم.... چشمی گفتم وگوشی رو قطع کردم....حالم گرفته
شده بود اما چاره ای نداشتم به پری قول دادم به جشن نازی برم...استرس تمام وجودمو گرفته بودشاید چون کسی رو درجریان نزاشتم...اماخوب مگه چی
میخواست بشه...یک مهمونی دوستانه ونازی هم قابل اطمینان...بااین فکرانرژی گرفتم..به طرؾ اتاقم رفتم لباساموروی تخت گذاشتم وبه حموم رفتم...حسابی
خودم رو سابیدم وشستم...ازتمیزی برق میزدم...تن پوشم روپوشیدموازحموم بیرون اومدم ...ساعت 5:30بود....موهام رو خوب سشوار کردم انقدرکه لخت
romangram.com | @romangram_com