#جنون_انتقام_پارت_151

توبری بارون نمیاددیگه کاش بشه بااون روزام بازم بشه دیدت

توبری قلبم میگیره برگرد ببین این دستامم ازدوریت یخ کرد

_اگه آرام نبخشه...اگه پسم بزنه...من سرتاپام داره تو آتیش خواستنش میسوزه...حالا که همه چیز روشن شده آرام برام شده عشق،شده نفس.....

پرپرم نکن آسون عاشقت شدم آروم دیگه نکن زندگیمو باز داؼون

گیجو بیقرارمیشم خاطراتت ردمیشن ببین عاشق ترینم از همیشه

توبری بارون نمیاددیگه کاش بشه بااون روزابازم بشه دیدت

توبری قلبم میگیره برگردببین این دستامم از دوریت یخ کرد (بری بارون:محمدعلیزاده)

دستی به صورتم کشیدم....نمیدونم بار چندم بود که آهنگ داشت پخش میشد....پاکت سیگارخالی شده بود...بطری هم دیگه چیزی نداشت...تموم بدنم گرگرفته

بودوسرم حسابی سنگین بود...خونه توی دود فرو رفته بود....نورخورشیدتوی پذیرایی افتاده بودو این نشون میدادصبح شده...خواستم ازروی مبل بلند شم اما

تعادل نداشتم ودوباره افتادم...الکی می خندیدم...همه جاروتارمیدیدم وصداهاروکشدارمیشنیدم....صدای دراومدوبعد هم پدرام واردشد....نمیدونم چی میگفت لباش

تکون میخوردولی صداش یک جوری بود نمیفهمیدم چی میگه صداش کردم....

_پدرررررام......اووووووووومدی....چچچچچه خبر....

صدام کشدار شده بودوکلمات رو میکشیدم....فکرنمیکردم انقدرنوشیدنی روم اثرکنه....پدرام بازوم رو گرفت وبلندم کرد،بهش تکیه کردم ....منودنبال خودش

میکشید....بعدازکمی ریزش آب سرد روی سرم باعث شد نفسم تو سینه گره بخوره...گرمای تنم کم شدوگوشام ازاون حالت سنگینی بیرون اومد...دست کشیدم

روی چشمام ....دیدم بهتر شد...پدرام دست به سینه به درحموم تکیه داده بودواخماشو تو هم کشیده بود....با همون اخم گفت:حالت جا اومد...مستی از سرت

پرید....

سرم روبالاپایین کردم به معنی آره...


romangram.com | @romangram_com