#جوجه_رنگی_من_پارت_122
ترمه:هووووم گرسنمم هست...
آرشام بی هیچ حرفی دم در یه رستوران شیک وساحلی نگهداشت...خودش یه تیشرت مشکی جذب و شلوار کبریتی آبی کمرنگ پوشیده بود که اونم حالت جذب بود باکفش اسپرت مشکی....تیپش حرف نداشت مثه همیشه...بخودم نگاه کردم.......شلوار اسلش مشکی،،یه تیشرت بگ که مثه مانتو بود و رنگشم مشکی وصورتی بود ..یه شال صورتی سرم بود و دمپایی پامبود
آرشام:نمیخوای پیاده بشیم؟؟؟
ترمه:به لباسای من نگاه کن
آرشام:خوبه دیگه،چشه؟؟
ترمه:چش نیس گوشه...زشته بابا
آرشام:بیخیال بخدا خوبه تازه مده..
خندید
ترمه:خب حداقل یه کفشی بده،،دمپایی پامه
آرشام:من کفش از کجابیارم؟؟
ترمه:من چه بدونم...
آرشام:بشین تو ماشین برم غذا بگیرم ،،بریم ب ساحل....
ترمه:اینخوبه...
آرشام:چی میخوری؟؟؟
ترمه:پیتزا بهتره،،چون مسخوایم بریم لب ساحل..
romangram.com | @romangram_com