#جوجه_رنگی_من_پارت_119

رفت نزدیک‌ساحل تو خودش بود...یکم بعد داد زد و‌گریه کرد...مطمئن شدم‌که ترمس...

داشت میرفت تو آب،،دیوونسا یخ میزنه‌....

باخودم گفتم بیخیال شاید میخواد حالش جا بیاد‌....خواستم برم جلو‌که دیدم بند کفشم‌باز شده...نشیتم‌و‌مشغول بستنش شدن‌‌‌‌...وقتی سرمو بلند کردم دیدم ترمه نیست شده صداش کردم،،یهویی درحال دست و‌پا زدن دیدمش و‌بعد رفت زیر آب....با دو رفتم تو آب و‌پیداش کردم...‌کشیدمش....بیهوش بود....خدایا چه غلطی کنم...دوانگشت پایین تر از قفسه ی سینش رو فشار میدادم..کم کم اب از دهنش بیرون زد....

ترمه با طمع میخواست نفس بکشه...چشماش بسته بود‌ به کارم ادامه دادم...اینقدی که دیگه آبی از دهنش درنیومد..‌نفساش نرمال شد...ولی چشاش بسته بود....بغلش کردم وبردمش سمت ویلا.....

درو باز کردم و ترمه رو‌ رو‌کاناپه گذاشتم...

آرشام:آرتام،،ترنم

اینبار باصدای بلند تری فریاد زدم

آرشام:آرتام،ترنم.

هردو با قیافه های درهم و موهای ژولیده اومدن پایین...یکم‌طول کشید که منو ترمه رو تو اون موقعیت شناسایی کنن‌..

ترنم ب خودش اومد جیغ کشید....آرتام آرومش کرد و جریان و براشون تعریف کردم....

ترمه رو بغل کردم و بردم تو اتاق....

ترنم:لباساشو عوض میکنم ولی تب میکنه حتما...

آرشام:زود باش....سردشه‌حتما الان...با آرتام رفتیم بیرون حدود نیم ساعت بعد ترنم خیلی مرتب از اتاق بیرون اومد

ترنم:میلرزه و‌بعدزد زیر گریه

آرشام:میبریمش دکتر...


romangram.com | @romangram_com