#جای_این_قلب_خالیست_پارت_191


-آره عشقم....

لبخندي از ته دل زدم و گفتم

-راستي کوهيار به پدرت حرفي از من و مامان زدي؟

-نه هنوز

-چرا پس؟

-نميدونم ....فکر ميکنم حالا ندونه بهتره !!!

خنديدم و گفتم

-نميدونم چرا مامان اينقدر مشتاقه بدونه که بابات فهميده يا نه....

کوهيار خنديد و گفت

-ميخوام سوپرايزش کنم آخه...

-بابا سوپرايز....

-چيکار کنيم ....ما اينيم ديگه

-عزيزمي...

-شما بيشتر خانم

لبخند ديگري زدم ...گفت

romangram.com | @romangram_com