#جای_این_قلب_خالیست_پارت_161


کژال تلفن را قطع کرد و رو به کوروش گفت

-هنوز که اينجاييد ؟

کوروش بي توجه پرسيد

-نميخوايد توي مراسم شرکت کنيد؟

-نه...

-چرا؟

-علاقه اي به شرکت توي اين مراسم ها ندارم

-ولي اين مراسم به خاطر قدرداني از کسايي مثل شما برگزار شده

-مثل اينکه کامل نامه رو خونديد

کوروش فقط لبخند زد که کژال گفت

-من اين کار رو براي قدرداني و معروف شدن انجام ندادم... اين ها خيراته براي همسر مرحومم که عاشقانه دوستش دارم و براي آرامشش هرکاري از دستم بربياد ميکنم...متوجه شديد آقاي زند؟

کوروش سري به نشانه ي تفهيم تکان داد و گفت

-اجازه ميديد توي اين کار خير با شما همراه بشم ؟

کژال نگاهي به او انداخت و بعد روي کاغذي چيزي نوشت و آن را به کوروش داد و گفت

-اين آدرس و شماره ي موسسه اس ...دوست داشتيد توي اين کار سهيم باشيد بريد به اين آدرس ....

romangram.com | @romangram_com