#جادوگران_رانده_شده_پارت_130

من:سپاس هاکام میتوانی از خود پذیرایی کنی.
هاکام لبخند زنان دور شد.
مامان:به نظرت آریانا چیکارت داره؟
من:نمیدونم برامم مهم نیست چیکارم داره.
مامان سرش رو تکون داد.
دیوید همراه دیانا اومدن طرفمون.
دیوید:درود خوبی ملکه؟!
لبخندی زدم:درود مرسی.
دیانا:ملکه اگه میشه منو دیوید برگردیم!
متعجب گفتم:کجا؟
دیوید:همونجایی که بودیم.
اخم کردم و گفتم:خیر اجازه نیست شما یه اینجا تعلق دارید و همینجا میمونید بقیه هم برمیگردن.
دیانا‌:اما...
من:اما نداریم همین که گفتم اینجا میمونید.
احترام گذشتن و گفت:بله ملکه.
و رفتن سرجاشون نشستن.لبخندی زدم.دستم رو گذاشتم روی شکمم و نفس عمیقی کشیدم.

romangram.com | @romangram_com