#جادوگران_رانده_شده_پارت_129
آرسین:بازگشتتان را تبریک میگویم ملکه ی پیشین خشنودیم که زنده هستید.
مامان با لبخند گفت:سپاس من نیز پادشاه شدنتان را تبریک میگویم.
آرسین لبخندی زد و به من نگاه کرد.
-تبریک میگویم ملکه ی اعظم قدمشان مبارک باشد.
اروم سرم و تکون دادم.
آریانا،اول به مامان تبریک گفت و بعد به من نگاه کرد.
آریانا:ملکه ی اعظم تبریک میگویم اگر میشود پس از جشن با یکدیگر سخن بگوییم؟
توی چشم های آبیش خیره شدم و با لحن سردی گفتم:بله پادشاه دریا پس از جشن در قصر منتظرتان هستم.
اروم سرش و تکون داد.
من:میتوانید بروید و از خود پذیرایی کنید.
جفتشون احترام گذاشتن و برگشتن سر جاشون.
هاکام با لبخند جلو اومد و احترام گذاشت.
لبخندی زد و گفت:درود بر ملکه ی پیشین و اعظم خوشحالم که سالم هستید.
-درود هاکام من نیز از دیدنت خوشحالم هستم هاکام.
من:حالت چطور است هاکام؟
-سپاس ملکه ی من تبریک میگویم نزد ایزد پاک دعا میکنم همیشه تن درست باشند.
romangram.com | @romangram_com