#جادوگران_بی_هویت_(جلد_اول)_پارت_249


بزرگترين خونه ميان همه ي خونه ها قرار داشت و دقيقا شبيه به قصر ملکه نارين بود

الفينابهم گفت که اين خونه رو واسه ي ملکه نارين وپادشاه الف هاي جنگي دارن ميسازن

دوساعتي گذشته بود که سروکله ي الف هاي جنگلي وپري هاي درختي پيداشد

الف هاي جنگلي به همون قدبلندي باقي نژادشون بودن اما موهاشون بجاي بلوند و طلايي خرمايي و فندقي بود

پوستشون تيره تر بود و چشماي اکثرشون مشکي و قهوه اي بود همگي لباس هاي سبز و فوق العاده زيبايي به تن داشتن که مشخص شد از جنس برگ و گل هاي مخصوص جنگلشونه پادشاهشون کمي مسن ميزد و اسمش آراد بود

پادشاه آراد قد بلند و سبزه رو اما خوش برخورد که به قول الفينا تااين سن تن به ازدواج نداده بود و به جاي اون يه دختر خونده داشت به اسم افرا

اين دخترهم مثل باقي نژادش بود باموهاي بلندقهوه اي وچشماي کشيده ي ميشي بسيار سرد برخورد ميکرد و نژاد الف رو از همه برتر ميدونست.‏

پرهاي درختي همگي سبز رنگ بودن من تاحالا نديده بودم مدلشون رو بالهاي بزرگ و شفاف از دو کتفشون بيرون اومده بود و رنگ پوستشون هم سبز بود اونا ميتونستن خودشون رو به شکل هر درخت و گلي دربيارن

بنديک بالاخره از راه رسيد خسته و کوفته ترجيح داد توي چادر مخصوص من و بچه ها بخوابه.‏

نايادها وارد اب رودخانه شدن و ديدم که گارژرون بهشون هشدار داد که نبايد مردم رو توي رودخانه بکشن

سم با عصبانيت گفت:نايادها پري هاي اب هستن فقط پري هاي رودخانه وچشمه واينجور جاها اما خيلي بدجنسن اونا تو رو اغوا ميکنن که نزديکشون بشي اونوقت باون انگشتاي بلندشون مچ دست و پات روميگيرن و تورو توي اب ميکشن و بعدش نميزارن بالا بياي وتو خواهي مرد

چندشم شد ازين ذاتشون اما خب به هرحال اينم غريضه ي نايادها بود

اکثرنايادها سرشونو از اب بيرون اورده بودن و باکنجکاوي مردم رو نگاه ميکردن

اونا فوق العاده زيبا بودن موهاي طلايي که مثل ابشار دورشون ريخته بود و چشماي درشت وخمار ابي رنگ لب هاي قلوه اي قرمز

اما دستاشون پوشيده از پره بود مثل پاهاي اردک

الفينافت:طبق افسانه ها اونا ميتونن از اب بيان بيرون اکر واقعا عاشق شخصي بشن و اونها انسان ميشن اما اگر روزي برگردن به رودخانه مجازاتشون مرگه....‏

با خستگي تمام به رختخواب سفريم رفتم يه چادر بزرگ به ما داده شد ‏

من،راويار،نارديس،الفينا،سم،گاورون،راويار وبنديک هم ترجيح داد پيش ما باشه رنو ترجيح داد بره پيش گارژرون تو خونه درختي

نارين هم که ديگه مجبورشد به چادر سلطنتي بره.‏


romangram.com | @romangram_com