#ایسکا_پارت_237
کمی فکر کردم و دست آخر گفتم:
- بهتره بریم یه جا شام بخوریم و حرف بزنیم، پایهای؟
خندید و با لحن جالبی گفت:
- بله. پایهم.
از هم خداحافظی کردیم و برای ساعت نُه شب قرار گذاشتیم.
***
«چرا وقتی که آدم تنها میشه
غم و غصهش قد یه دنیا میشه
میره یه گوشهی پنهون میشینه
اونجا رو مث یه زندون میبینه
غم تنهایی اسیرت میکنه
تا بخوای بجنبی پیرت میکنه
غم تنهایی اسیرت میکنه
تا بخوای بجنبی پیرت میکنه
وقتی که تنها میشم اشک تو چشام پر میزنه
غم میاد یواشیواش خونهی دل در میزنه
یاد اون شبها میفتم زیر مهتاب بهار
توی جنگل لب چشمه مینشستیم من و یار
غم تنهایی اسیرت میکنه
تا بخوای بجنبی پیرت میکنه
romangram.com | @romangram_com