#ایسکا_پارت_233


فهمیدم منظورمو درست متوجه نشده. با لبخند گفتم:

- بـرهـنه نه. با لباس‌های سنتی و اصیل. در کل موضوع نقاشی‌های من بانوان قدیمی ایرانی هستن.

لبخندی روی لبای نازک و سرخش نقش بست و گفت:

- پس مسلماً تابلوهای زیبایی رو قراره ببینم. من بسیار به فرهنگ و سنت ایرانی علاقه دارم.

- امیدوارم که برات جذاب باشه. تو جهانگردی؟

- نه. دانشجوی زبان و ادبیات فارسی تو آلمان هستم. برای چند ماه اومدم اینجا تا بیشتر ایران رو بشناسم.

ازش خوشم اومد. هرکسی که ایران رو دوست داشته باشه، برای نیاز پرچمش بالاست.

- معلومه خیلی هم حافظ رو دوست داری. من هر هفته اینجا می‌بینمت.

لبخندش عمیق‌تر شد.

- حضرت حافظ توی آلمان جایگاه ویژه‌ای داره. اولین بار، دیوان کامل حافظ تو آلمان به چاپ رسید.

ابروهام رو دادم بالا و با اشتیاق صحبت رو ادامه دادم:

- چه جالب! چه وجه مشترکی بین ژرمن‌ها و ایرانی‌ها وجود داره که این‌قدر به حافظ علاقه نشون میدن؟

- زبانمون! زبان ما دو کشور بسیار متشابه به همه و ویژگی‌های زبانی مشترک زیاد داریم. زبان فارسی بیشتر از همه با زبان ژرمنی خویشاوندی داره و نتیجه‌ش هم اینه که یادگرفتن و درک زبان فارسی برای آلمانی‌ها خیلی ساده باشه. نه فقط خیلی از واژه‌ها شبیه به همن، بلکه حتی طرز جمله‌بندی و نحوه‌ی ریختن اندیشه‌ها در قالب کلمه‌ها هم بیشتر اوقات شبیه به همدیگه هستن.

به‌به اطلاعات! فهمیدم با آدم خیلی باسوادی طرفم. برای همین هر لحظه نسبت به‌گذشته هی داشتم بیشتر مشتاق مصاحبت می‌شدم. انگار خودش هم بدش نمی‌اومد.

- آفرین! دانشت در این‌باره بی‌نظیره. من می‌دونم که توی ادبیات آلمان و حتی جهان، هیچ‌کسی مثل گوته به حافظ ارادت نداشته. گوته یه جورایی مریدش بوده و باعث شده که نگاه دنیا به حافظ جور دیگه‌ای باشه! نه؟

- گوته کسیه که مهم‌ترین قدم رو برای شناساندن حافظ به جهان برداشته! شکی توی این قضیه وجود نداره. گوته با آفرینش کتاب دیوان غربی شرقی، هم جایگاه واقعی حضرت رو به همه نشون داد هم خودش تونست به اوج بیشتری دست پیدا کنه.

- ببینم اسمت چیه؟

- هانس پاول. تو می‌تونی هانس خالی صدام کنی.

لبخندم عمیق‌تر شد و دستم رو جلو بردم.

- توئم می‌تونی منو نیاز خالی صدا کنی. خیلی ‌خیلی از آشناییت خوشوقتم هانس!

romangram.com | @romangram_com