#اینجا_زنی_عاشقانه_میبارد_-_جلد_دوم_پارت_229
رعد و برق میزند.بلند میخندد.امشب ما هردو دیوانه شده ایم.نگاهم میکند و به نرده تکیه میدهد:
- اسم تورو به شمعدونی گفتم.هه.همسایه بالایی س*ی*ن*ه چاک کرده.به گمونم غیرتی شده!
من به که بگویم که فقط غیرت های ناب تورا میخواهم؟ من به که بگویم که میخواهم “به دست تو کشته شوم اگر نقطه ای از پایم معلوم شود” ؟ من میخواهم تو رژم را به زیباترین نحو پاک کنی! و من میخواهم فقط تو حرص بخوری از حجاب خرابم! فقط تو حسود شوی از نگاه رفیقت! من فقط همین “تو” را میخواهم! تو تغییر کرده ای.اما قول میدهم چشم ببندم روی همه ع*و*ض*ی بازیهایت.
- من دارم درد میکشم!
چشم میبندد:
- من دوست دارم ، اینم درد کمی نیست!
بلند میشوم، رو به رویش میایستم:
- یه بار.یه بار نامردی کن! یه بار بدباش. به خاطر خودت نامردی کن!
باز میخندد.باز:
- گاهی اوقات باید قبول کنیم بعضی از ادما جاشون توی قلبمونه نه تو زندگیمون!
- بعضی ادما.نه من.نه تو.
باز میخندد.نخند.حرف بزن.حرف دلخواه مرا:
- ما هربار اومدیم مال هم بشیم.
چشم میبندد و سرش را بالا میگیرد:
- نشد!
یقه اش را میگیرم:
- مال هم بودنو تو چی میبینی؟ ما الان مال همیم.وقتی دوسم داری.وقتی قلبم برای تو تندتر میتپه یعنی ما مال همیم! من مالکیتو توی تخت خواب و یه درد و هزار ل*ذ*ت نمیبینم! من مال توام.
- نمیتونم بی تفاوت باشم.دارم تمام سعیمو میکنم اما نمیشه سخته.اونم درست نسبت به کسی که زیباترین حس دنیارو باهاش تجربه کردم! بی اعتنایی به تو سخته داری سختترش میکنی!
- رهام.
- من نمیتونم بزنم زیرش.میخوام اما نمیشه!
- تو تلاش کردی که طلاق بگیرم.
romangram.com | @romangram_com