#اینجا_زنی_عاشقانه_میبارد_-_جلد_دوم_پارت_224
- من نمیخوام اما گ*ن*ا*ه داره.میفهمی؟ همین دوماه پیش میخواستن بزور شوهرش بدن.نگار من نذاشتم.میفهمی؟ من نذاشتم.
عمیقتر فریاد میزند:
- رو دستم مونده.بفهم!
نیشخندی میزنم و دست به س*ی*ن*ه رو به رویش میایستم:
- باشه.تو حق انتخاب داری.
محکم صورتش را میمالد و من بی رحمانه میگویم:
- من یا ساره؟
- نگار.
بلندتر داد میزنم:
- من یا ساره؟
- نگار خودت میدونی من.
- من هیچی نمیدونم.فقط یک کلمه من یا ساره؟
- خواهش میکنم.
میخندم:
- اگر هنوز برات مهم بودم بی تعلل منو انتخاب میکردی.برات متاسفم رهام.
- نگار.نگار.نگار.انتخاب من .همیشه تویی.همیشه تویی! اما.اینبار من.
- اسم کلمه “اجبار”و نیار.
- نگار…
دیوانه شده ام بی شک:
- اینقدر اسممو صدا نزن.
لبه شالم را در دست میگیرد:
romangram.com | @romangram_com