#اینجا_زنی_عاشقانه_میبارد_-_جلد_دوم_پارت_184


کاش هیچ دیوای پشت سرم نبود! کمرم که به دیوار میخورد حرف در گلویم میماسد!

- خواهش میکنم!

میبینی؟ در قلمروی تو اول یک ببرم.”باید بروم” بعد شکار “بگذار بروم” اگر نایی مانده باشد هم التماس میکنم “خواهش میکنم” .سیر نزولی احساس مرا میبینی؟

یکی از دستانش را بند دیوار میکند!

- چندبار ازت گذشتم؟

ناباور لبهایم را بهم میزنم.من از قفسِ کهنه این شب میترسم! من از دوباره دوری میترسم!

- رهام!

چشم میبندد:

- بگذرم؟

- خواهش میکنم!

- نگذرم؟

نفسش را فوت میکند! شب است اما باور کن تو ترجمه صبحی.

با تمام خورشید درونت اما در همین شبِ بی پایان من از تو میترسم.من از.

در آ*غ*و*شم میکشد ،با تمام مردانگی اش میکشدم بالا، لبانم را میب*و*سد و من بی اختیار میمیرم!





از فشارش کمرم داد میکشد.

اختیار.

لبانم را میب*و*سد و گ*ن*ا*ه گر میگرد درمن.زبانه میکشد و دست میاندازد تا گلویم را پاره کند!

گ*ن*ا*ه میاید که جهنمی ام کند.هلش میدهم.

شاید بابا یادش رفت که دعا کند.شاید یادش رفت برای قوی ماندنم دعا کند!

romangram.com | @romangram_com