#اینجا_زنی_عاشقانه_میبارد_-_جلد_دوم_پارت_180
- توی قلب من هرکسی جای خودشو داره!
باز دندان میکشد روی دندان.
- حالم بهم میخوره از دلی که هر طرفش مالِ یکیه!
راحت باش.بگو.او حالش از دلم بهم میخورد.بهم میخورد!
چشم میبندم:
- برو کنار.
مینالد:
- من چیجوری با تو زندگی میکردم؟!
قلبم انگار میشکند.انگار که بلوری باشد.انگار که چینی حسادت کند! انگار که آرکوپالهای خانه خورد شوند!
پوزخند میزنم:
-ما زندگی نمیکردیم.یادت رفته؟
راست میگویم دیگر ما زندگی نمیکردیم، عشق میکردیم.عقبتر میرود.یک دستش را در جیب شلوار گرمکنش فرو میکند:
- ما تفاهم نداشتیم!
دیوانه شدی امشب.تو امشب دیوانه شدی! میخواهم داد بزنم.اما نمیزنم:
- به هرچیزی و هرکسی که دلت میخواد توهین کن.
انگشت اشاره ام را رو به روی صورتش تکان میدهم:
- اما گذشتمونو به گند نکش! ما تفاهم داشتیم.
زمزمه میکند:
- نداشتیم!
چشم میبندم و محکم داد میزنم:
- داشتیم.همه چی داشتیم!
romangram.com | @romangram_com