#اینجا_زنی_عاشقانه_میبارد_-_جلد_اول_پارت_225
- اول تو به من گفتی دوسم داری؟ برای اولین بار؟
دلم زیر و رو میشود:
- آره… اصلنم پشیمون نیستم.
میخندد:
- خب حالا… منم نگفتم پشیمون باش.
روبه رویم میایستد:
- اصلا عاشق آدماییام که احساساتشون روی چشاشون سنگینی میکنه!
لبخند میزنم و او میگوید:
- تو از اولم دوستم داشتی، فکر میکنی نمیدونم؟!
باز هم لبخند میزنم:
- خب که چی؟
- هه. هیچی… تو گیراییات ضعیفتر از ایناس!
گردن کج میکنم:
- دقیقاً منظورت چیه؟
نگاهی به اطراف میاندازم. میخندد. پیشانیاش را به پیشانیام میفشارد. آرام میگوید:
- من دوست ندارم.
ماهی چشمانم بی قرار میشوند. فشارم میدهد:
- من عاشق آدماییام که احساسشون رو چشاشون سنگینی میکنه!
قلبم میلرزد. ماهیام حیات دوباره پیدا میکند!
romangram.com | @romangram_com