#اینجا_زنی_عاشقانه_میبارد_-_جلد_اول_پارت_213
- نه!
-دست پیشو گرفتی که پس نیوفتی؟
- چی؟ یعنی چی؟
با تاخیر زنگ میزند:
- بله؟
- یعنی اینکه من باید ازت شاکی باشم… تو اینجوری خلاصه و خشک جوابمو میدی؟
چندبار پلک میزنم:
- میشه تمومش کنی؟ حالم از کدورت و دلخوری بهم میخوره! لطفا همین الان همهچیزو فراموش کن… مثه من!
صدای نیشخندش گوشم را کرمیکند. به درک:
- نگار خیلی. به خدا خیلی.
- خیلی چی؟
نفس را فوت میکند:
- هیچی!
- بگو… خیلی چی؟
- گفتم هیچی!
حرفی نمیزند. کاری نمانده:
- کاری نداری؟
- از اولم نداشتم!
- پس چرا زنگ زدی؟
romangram.com | @romangram_com