#اینجا_زنی_عاشقانه_میبارد_-_جلد_اول_پارت_203
- تو خانوم منی. نه بچهام!
قلبم میمیرد! موهایم را پشت گوشم میزند:
- خوشگل شدی. موهای فر بهت خیلی میاد! لباستم قشنگه! کلاً امروز غوغا کردی خانوم!
قلبم از شادی بالا پایین میپرد:
- اما بدون آرایش. اون ملاحت و اون معصومیت نگاهت برای رهام یه چیز دیگست! موهای ل*خ*تت وقتی میخوره تو صورتم برای من چیزه دیگست!
بادم خالی میشود و؛ اما این لرزش دومی قلبم برای من هم چیز دیگریست!
صورتش را کنار گوشم میکشد:
- از زنا و دخترای اطرافت. یه کم دور شو! بشو اونی که رهام میخواد… این تشنگی تعریف و تمجید توی هر زنی بیداد میکنه!
تو عزیزه رهامی. تو برای رهام فرق داری. با جنسای لطیف اغرار امیز اطرافت فاصله بگیر. به خودت ایمان داشته باش!
به نگاری که بدون خونی شدن لباش زیباست.
لبش را به گوشم میچسباند:
- من نگار میخوام… نه بدله نگارو!
میخندد. میلرزم. قلقلکم میآید:
- این حرفا به هیچ کس جز خودم نمیاد! نمیتونم. نمیتونم! ابراز علاقمم خسته کنندست بانو نه؟ خستت میکنم؟ کلافه ات میکنم؟
نگاهش میکنم:
- کلافه؟ تو کلافه ام کنی؟ مگه میشه؟
لبخند میزند. صدا دار:
- آستانه تحملت بالاست که رهامو کنار خودت نگهداشتی!
لبخند میزنم. لبخندی بی ثبات. به لبهایم خیره میشود! قلبم میریزد کف اتاق پخش میشود… با شصتش آرام روی لبهایم دست میکشد! لبخندش پاک نمیشود:
romangram.com | @romangram_com