#این_مرد_ویران_است_پارت_188


- ولی من به مامان گفتم که دارم با علی اکبر می‌رم برف بازی.

کیاوش محکم روی ترمز زد که من به جلو پرتاب شدم و دماوند از خنده تلف شد. کیاوش ناباور گفت:

- وای معصومه بگو که اینو نگفتی... خاک عالم تو سرت کنن. من سه ساعت نقشه کشیدم!

معصومه چشمکی زد و گفت:

- خوب زدم تو برجکت ها. . تا تو باشی دیگه مغرور نشی. پیامبر اکرم می‌فرمایند: سه چیز اخلاق جهنم است؛ تکبر، خودپسندی و بدخلاقی... تو هم که نمی‌خوای جهنمی‌باشی؛ می‌خوای؟

کیاوش دهنش را کج کرد و با تمسخر گفت:

- هشتگ نهج البلاغه!

دماوند با تاسف:

- خنگ احمق، نهج البلاغه حدیثهای ؛ امام علیه نه پیامبر.

کیاوش نگاهی چپکی به او کرد به معنای تو یکی خفه و بعد رو به معصومه گفت:

- هشتگ تو چقدر با نمکی.

و بعد به سمت من برگشت و گفت:

- فقط خودت سیمایی!

بی توجه به حرفش رو به دماوند گفتم:

- یقه آخوندی نپوشیدی.

کیاوش به جای او جواب داد:

- معصومه می‌دونه.

نیشخند زدم:


romangram.com | @romangram_com