#این_مرد_ویران_است_پارت_162
البرز:زیر خاک قلب تو یا زیر خاک زمین؟
سمیه:من رو کشوندی اینا رو بهم بگی؟
البرز:جوابم رو ندادی!
سمیه:زیر خاک زمین.
البرز:دروغ میگی سمیه.. .
سمیه:چی میخوای بگی البرز؟
البرز:تو که گفتی دیگه اسمم رو نمیاری.
سمیه:سکوت.
البرز:هنوز هم اُ رو میکشی. هیچیت عوض نشده سمیه.
سمیه:تمومش کن!
البرز:کجا میری؟حرفم هنوز تموم نشده.
سمیه:تو که حرف نمیزنی. فقط یه مشت چرت و پرت تحویل من میدی.
البرز:دماوند پسر منه؛ نه؟
سکوت طولانی. . . پس حدس من درآوردی ام درست بود؟آه سمیه حرف بزن. بگو!
سمیه:دماوند فقط یه بابا داره.
البرز:و اونم منم.
سمیه:نخیر. بابای دماوند، محمد بود که مرد. دماوند جز اون بابای دیگه ای نداره.
البرز:بابایی که فقط یه اسمه. دماوند تا حالا به قول تو بابامحمدش رو دیده؟محمد خوش وقت فقط و فقط یه اسمه.
romangram.com | @romangram_com