#این_مرد_ویران_است_پارت_151
من و کیاوش همزمان:
- نه!
و کیاوش طی یک حرکت انتحاری موهای جلوی صورتم را کشید که متعجب نگاهش کردم. دماوند به جای او گفت:
- هر کی زودتر موهای اون یکی رو بکشه، آرزوش زودتر برآورده میشه.
بی حواس گفتم:
- ولی تو مدرسه ما میگن، هر کی زودتر بکشه شوهرش خوشگل تره!
یک لحظه سه نفری ماندیم و بعد آن دو بلند خندیدند. با حرص نگاهشان کردم که دماوند گفت:
- ایول کیاوش. الان شوهر تو از شوهر سیما خوشگل تره. . . گوگولی!
کیاوش هم در حالیکه روده اش بیرون زده بود گفت:
- هیچ وقت فکر نمیکردم شوهر خوشگلی گیرم بیاد!
بی خیال اجازه دادم کمیخودشان را تخلیه کنند. جلوتر رفتیم که آب تا کمر من رسید ؛ اما آب هنوز پائین تر از کمر آن دو بود!جلوتر که آب تا زیر سینه های من رسید و کیاوش و دماوند هم تا کمر در آب بودند. از سرما میلرزیدیم و دندانهای من بی وقفه به هم میخوردند. کیاوش در حالیکه میلرزید گفت:
- یا ایها الذین امنوا. . لم تعملون ما تقولون؟(آیه قرآن نیستا!شبیهشه، ایه قران دقیقاً برعکس اینه)
دماوند دستهایش را روی سینه اش گره زد و گفت:
- چرا از خودت آیه میدی بیرون؟
من با لرز گفتم:
- یهو یاد حوزه افتادی. نه؟
-بی شعورهای بی ایمان. به معناش توجه میکردین. دوما احمق ها، ما که مرگمون حتمیه، دیگه باید این اواخر به خدا ایمان بیاریم وگرنه دربست جهنم، پنت هــ ـو*س، همسایه ی دیوار به دیوار شیطون رجیم!
و دوباره فریاد کشید:
- یا ایها الذین امنوا. . لم تعملون ما تقولون؟(چرا به آنچه میگویید عمل میکنید؟)
romangram.com | @romangram_com