#آی_سی_یو_پارت_271
سوار ماشین شد و رو بهم با لبخند گفت:
- سلام خوشتیپ من!
رو بهش لبخندی زدم و به چهرهی پر آرایش و تیپ خفنش دقیق شدم.|
این دختر، خواهر همون مرده و نمیشه ازش انتظار دیگهای داشت.
چشم ازش گرفتم و ماشین رو به حرکت در آوردم.
بین راه بودیم که آیدا خم شد و سرش رو روی شونهم گذاشت.
زیر لب گفت:
- عاشق این عطرتم، تلخ و خوش بوئه!
چیزی نگفتم، دستم رو به سمت ضبط بردم و روشنش کرد.
آهنگ شروع به خوندن کرد و آیدا ازم فاصله گرفت.
- خستم از این حاله خرابم مثل همیشه بی قرارم
به جز یه ساعت فکر راحت حسرت هیچی رو ندارم
خم میشه هر کوهی که یه آن خودش رو جای من بذاره
سخته یه روز کسی بفهمه هیشکی رو جز خودش نداره، هیشکی رو جز خودش نداره
من چه بجنگم چه نجنگم کل این بازی رو باختم
چه بمونم چه نمونم از خودم خاطره ساختم، از خودم خاطره ساختم
من که نگفتههام رو گفتم تو ترانههای سادهام
چه بخونم چه نخونم خودم رو یاد تو دادم، خودم رو یاد تو دادم
یه شهر متروکه شدم باقیه عمرو با خودم کنار میام تا که تمومشه|
چروکه رو قلبم میگه جوونیم هم گذشت، دیگه چیزی نمونده که حرومشه
romangram.com | @romangram_com