#آی_سی_یو_پارت_212

توی پرسیدن سوال سردرگم بودم که سام کنار گوشم آروم گفت:

- ساسان مثل خودت شناگر خوبیه، توی دریا مسابقه بذارین.

جا خوردم، سام چی میگفت؟ من از ساسان بخوام با من مسابقه بده؟

صدای اعتراض بقیه بلند شد که به ناچار همون حرف رو به زبون آوردم.

ساسان یه تای ابروش رو بالا داد و گفت:

- هر کی انجام نده... خب کی مسابقه میدیم؟

ندا دستهاش رو بهم کوبید و گفت:

- امشب!

سام اخمی کرد و گفت:

- شب خطرناکه، فردا صبح.

نازنین: سام، شب کیفش بیشتره. بعدش اون اطراف که روشنایی هست، مشکلی پیش نمیاد.

ترانه: راست میگه تا یه قسمت خاصی مشخص میکنیم که زیاد دور نشن.

ساسان: مشکلی نیست، امشب خوبه. شما که مشکلی ندارید نگار خانم؟

نگار خانم، چقدر این اسم غریب بود.

همونطور که سرم پایین بود گفتم:|

- نه خوبه.

به خواست بقیه بازی رو تموم کردیم و رفتیم تا حاضر بشیم. شلوار ورزشی به همراه لباس آستین بلندی

پوشیدم، موهام رو هم پشت سرم جمع کردم و با سام به سمت حرکت کردیم. بقیه هم رسیده بودن.

سام رو بهم گفت:

- اگر دیدی خطرناکه ادامه نده، گور بابای مسابقه. چیزیت بشه گردن تک تکشون رو خرد میکنم.


romangram.com | @romangram_com