#آی_سی_یو_پارت_202
- چیه؟
زمزمه کرد:
- صدای تو، واسه همین ترجیح میدم مدام به صدای تو گوش کنم تا اون صداهای مسخره.
لبخندی زدم و از جام بلند شدم و گفتم:
- میخوام برم توی آب.
- نرو سرما میخوری.
داد زدم:
- میخوام برم.
به سمت آب دویدم و آروم نوک انگشت پام رو داخل آب فرو کردم، خنکی آب باعث شد تحریک بشم و آروم
آروم برم داخل آب. سام همچنان روی شنها دراز کشیده و به من خیره شده بود.
پایین لباسم روی آب اومده بود و صحنهی جالبی ایجاد شده بود.
از اون فاصله رو به سام داد زدم:
- تو هم بیا سام.
بلند شد و به سمت آب حرکت کرد.
چشمهام رو بستم و دستهام رو از هم باز کردم، شروع کردم توی آب چرخیدن. من این حس خوب رو
میخواستم، حسی بدون هیچ استرس و دغدغهای، دریا منبع آرامشه.|
دستی دو طرف کمرم رو گرفت و مانع از چرخیدنم شد، ایستادم.
سام خندید و گفت:
- سرت گیج میره لجباز!
بلند خندیدم. راست میگفت، سرم داشت گیج میرفت.
romangram.com | @romangram_com