#هویت_چشم_هایت_پارت_37

از این جا رو نیاوش خوند :
امشب خونمون پر از طنين دل نوازه
اين كوچه پر از نواي دلنشين سازه
عزيزم هديه ي من برات يه دنيا عشقه
زندگيم با بودنت درست مثل بهشته
تو خونه سبد سبد گل هاي ياس و ميخك
اینجا رو همه باهم گفتیم :
عزيزم دوست داريم تولدت مبارك
تولدت مبارك
تولدت مبارك تولدت مبارك
نازگل هم اون قدر جو گیر شده بود که خودش هم همراه ما میخوند ...
نیاوش شمع ها روگذاشت روی کیک و روشنش کرد و گفت :
-حالا تو این ها رو فوت کن شاید تا صد سال زنده باشی
نازگل - نیاوش ؟؟؟
نیاوش - چیه ؟ نکنه واقعا ً میخوای تا صد سال زنده باشی ؟
نازگل - پس چی ؟
نیاوش - تو پنجاه سالم زیادیته ...
همه بقییر از نیاوش و نازگل گفتیم:
-شمع ها رو فوت کن تا صد سال زنده باشی
که اگه نباشی دنیا بی تو تمومه
تمومه زندگیم !
بی تو حتی عاشقی هم حرومه بی تو تمومِ دنیام بی تو حرومه رویام
شمع ها رو فوت کن تا صد سال زنده باشی
که اگه نباشی دنیا بی تو تمومه
تمومه زندگیم ! بی تو حتی عاشقی هم حرومه عاشقی هم حرومه حرومه...

romangram.com | @romangram_com