#هیچوقت_دیر_نیست_پارت_484
- سلام.
صدام رو شناخت و گفت: سالمی؟ طوریت نشده؟
- خوبم. همه رو گرفتید؟
- آره. یه نفر از ساختمون اصلی افتاد، چند نفر هم تیر خوردند. تو با کی هستی؟
- با خود یاس. فکر می کنه نجاتش دادم. تو پمپ بنزین جاده ی خروجی شرقی با کسی قرار داریم که ردمون کنه.
- ساعت چند؟
- 3 بعد از ظهر.
- با چه ماشینی؟
- اگر هر اتفاقی برام افتاد، به بابام بگو من بی گ*ن*ا*ه بودم.
- مگه چی شده؟
- به بابام بگو من با شما همکاری کردم. بهش بگو من طرف شما بودم.
- حالت خوبه؟
romangram.com | @romangram_com