#هیچوقت_دیر_نیست_پارت_477

- فقط برو... برو شرق.

نگاهی به عقربه ی بنزین ماشین انداختم که باک پر بود. حرکت کردم و سرعت رو بالا بردم. منتظر شدم که مسیر رو مشخص کنه. با این وضعیتش فعلاً برنامه ی خودم عقب می افتاد. گفتم: کجا میریم؟

- دکتر.

بعد از مدت زیادی رانندگی تو خیابون ها و کوچه هایی که من تا به حال گذارم بهش نیفتاده بود و مدام اشتباه می رفتم، داخل کوچه ای پیچیدیم. برای دومین بار شماره ای که داده بود رو گرفتم. بار اول برای اطلاع دادن به دکتر بود و حالا برای اینکه در خونه اش رو باز کنه و معطل نشیم.

وقتی جلوی در طلایی و قهوه ای طرحدار رسیدیم، باز بود. داخل حیاط رفتم و پیاده شدم. همون دکتر موخاکستری با موبایل توی دستش، نزدیک باغچه ی بزرگ خونه ایستاده بود. به سمتش دویدم و گفتم: دکتر... اینجاست. 20 دقیقه گذشته، اصلاً جون نداره. نمی دونم چکار کنم.

بی توجه به جمله های رگباری من به سمت ماشین رفت. با هم هیکل بی جون یاس رو از ماشین بیرون کشیدیم و به زور از پله ها بالا بردیم. دیگه کامل از حال رفته بود. دکتر تخت اولین اتاق رو نشون داد. وسیله هاش کنار تخت پخش بود. بلند گفت: عجله کن.

یه ربع بعد جلوی در اتاق نشسته بودم و تکیه ام به دیوار بود. م*س*تقیم به در مقابل خیره شده بودم. انقدر بی تابی کرده بودم که آخر دکتر بیرونم کرد. انقدر دستپاچه بودم که امکان نداشت اون داخل کمکی از دستم بر بیاد. هنوز خبری از دکتر نشده بود. داشتم وسوسه می شدم که سرک بکشم اما با سر تکون دادن، فکرم رو رد کردم و به گوشی خاموش توی دستم خیره شدم. وقتی یاس شماره ی دکتر رو داد و خواستم تماس بگیرم، 14 تا تماس بی پاسخ از بابک افتاده بود.

پلک هام رو روی هم فشار دادم و سرم رو روی زانوهام گذاشتم. خونه ی دکتر بزرگ و ویلایی بود. مبلمان داخل هم فوق العاده شیک و تمیز بود. توی دلم باز هم خوشحال شدم از اینکه دکتر رو به بابک لو نداده بودم. از اینکه امروز خونه بود. این ها نمی تونست همه تصادفی باشه. یه چیزی ته دلم بهم امید می داد.

با صدای باز شدن در سرم رو بلند کردم و دکتر رو دیدم که با دست های کثیفی که به پارچه ی سفید می کشید به طرفم می اومد. با بیشترین قدردانی نگاهش کردم. گفت: تو مگه اسیرشون نبودی؟

- حالش خوب میشه؟

صورتش رو جمع کرد و سریع گفت: باز شروع نکن!

سعی کردم دوباره گریه نکنم. نزدیک تر شد و گفت: من هر کاری می تونستم کردم. چی شده؟


romangram.com | @romangram_com