#هیچوقت_دیر_نیست_پارت_381
- ...
- کسی حرفش رو باور نمی کنه... مثل خود شما.
- هر کس مسئول عمل خودشه. اگر راضی نبود، با قراردادهای مشکوک موافقت نمی کرد.
- اون پدرش بود...
- پدر تو هم می خواد برگردی!!
آب دهنم رو قورت دادم. جوابی نداشتم. در نهایت خودمون بودیم که راهمون رو انتخاب می کردیم. می دونستم بابا چقدر سمج میشه. مخصوصاً اگر پای من وسط باشه. دلم برای همه تنگ شده بود. می تونستم برگردم خونه پیش بابا... پیش مامان... ولی آخرش چی؟ همیشه به همون چشم به من نگاه می کردند. کسی که آبروی خانواده رو برده بود و آینده ای نداشت. من دلم می خواست بابا بهم افتخار کنه. دلیل انجام دادن این کار برای پلیس هم همین بود. می خواستم گندی که زده بودم رو اینطوری جبران کنم. اگر حالا برمی گشتم چیزی جبران نمی شد.
بابک منتظر فکر کردن من نموند و رو به مرد گفت: ببرش!
حرفش انقدر امری بود که مرد سریع گفت: خانوم حرکت کنید.
صدای آژیر پر سر و صدای پلیس از کوچه های اطراف شنیده شد که لرزه به تنم انداخت. چراغ بعضی از خونه هایی که از کوچه دید داشت، روشن شد. بابک زیر لب گفت: تموم شد.
کارشون تموم شده بود و من هنوز منتظر بودم کسی از در ویلا بیرون بیاد! من از هیچ کارشون سر در نمی آوردم. مطمئناً این خونه درهای دیگه ای هم داشت... مطمئناً حالا نیروهای پلیس بقیه ی زیرمجموعه های قادری رو هم گرفته بودند. مرد دوباره با لحن تندی گفت: خانوم حرکت کن!
ترسیدم و همراهش راه افتادم. نگاهی به اطراف انداختم. نگاهی به بابک. نگاهی به سایه های سیاهپوش که حالا راحت قدم می زدند. نگاهی به ساعت. صورت یاس جلوی چشمم ظاهر شد. یاس... وقتی می دید من نیستم. وقتی از خواب بیدار می شد. حس کردم قلبم داره فشرده میشه. دیگه نمی دیدمش... دیگه نمی دیدمش.
داشتم به ماشین نزدیک می شدم و باید خوب فکر می کردم. یه پژوی معمولی بود که بالاتر از ون پارک شده بود. هنوز زود بود که برم خونه. همه ی تقصیرها رو گردن یاس مینداختند. دوباره نگاهی به عقب کردم. کسی حواسش به ما نبود ولی مرد کناریم رو نمی تونستم دست کم بگیرم. ماشینم خیلی دور پارک بود. چشمم به اسلحه ی کنار کمرش افتاد و محکم سر تکون دادم. نه، نه، همچین کاری از من بر نمی اومد. حتی فکرش هم دست هام رو می لرزوند. مرد جلوی ماشین ایستاد. در ماشین رو برام باز کرد. نشستم و مرد دستبندهای فلزیش رو بیرون آورد و گفت: شرمنده! برای امنیت خودتونه.
romangram.com | @romangram_com