#هیچوقت_دیر_نیست_پارت_367
- تئوری مال یاسه... اون چیزی که همه ازش حرف می زنند یاسه. هر چی ازش می دونی بگو؟
- شایسته چی میشه؟
از حرف بی ربطم تعجب کرد و گفت: محاکمه میشه.
- اون که کار پدرش رو قبول نداره... هنوز بهت نگفته؟
- همه ی این ها رو به قاضی میگه.
- تو ازش سوء استفاده کردی.
- به من درس اخلاق نده! تو اگر عقلت می رسید دو سال پیش خودت رو تو هچل نمینداختی که مجبور بشی با پلیس معامله کنی.
با ناراحتی گفتم: از من هم سوء استفاده کردید!
- در حقت لطف کردیم. اگر فامیلم نبودی و به خاطر مادرت نبود، تو زندان می پوسیدی... این ماجرا انقدر برامون مهم بود که روی همچین جرمی سرپوش بذاریم. می فهمی؟؟؟ اما تو اصلاً عین خیالت نیست!!
- همون موقع هم می تونستم با پیگیری رفع اتهام بشم ولی نذاشتید چون پای یاس وسط می اومد و با تحقیقات پرونده، می رفت تو لک!! می خواستید از داخل بهش نزدیک بشید.
و «تو لک» رو با تاکید گفتم که یاد اصطلاح های خودش بیفته که به خورد من می داد.
- برای تو که بد نشد. فقط تاوان جرمت رو دادی نه حماقتت!
romangram.com | @romangram_com