#هیچوقت_دیر_نیست_پارت_366

- همین!!

- پسر اولش 20 سال پیش تو آتشسوزی مرده. اسمش هم یاس..

- یاسر.

- یاسر نیست. محمد صابر آل کاظم، فرزند حاج نعیم.

چه اسم غریبه ای! به یاس نمی اومد. اما می دونستم که خودشه. بابک هم باید می فهمید. گفتم: مطمئنی مرده؟

- مدارکش هست. می تونم دستور نبش قبر بگیرم. از ظاهرش بگو؟

حرف رو عوض کردم: قادری چی شد؟

- بالاخره همه چیز رو به من سپرد. سه شب دیگه عملیاتمون انجام میشه... حین بارگیری محموله ای که با شرکت قراردادش رو بستند.

بعد سر تکون داد و خیلی جدی گفت: می دونستند به قادری نفوذ شده یعنی پیگیر کارش هستند. احتمالاً وقتی خبر سقوطش رو بشنون، کارهاشون رو می خوابونند... منتظر اطلاعات تو بودم که همزمان تمومشون کنم ولی تو...

- من سعی ام رو می کنم.

- بیشتر از این نمی تونم کار قادری رو کش بدم. هنوز نفهمیدی محل اصلیشون کجاست؟ من خودشون و اسنادشون رو می خوام! خود یاس.

- ولی پدرش – هر کی که هست – رأس این بانده.


romangram.com | @romangram_com