#هیچوقت_دیر_نیست_پارت_311

دستم رو ول کرد. عقب تر رفت و با تعجب و انزجار گفت: چی... چی فکر کردی با خودت؟!

- ...

- من زن هایی رو رد کردم که تو جلوشون خرمگسی!

حالا خیالم راحت شده بود. فقط گفتم: خدا رو شکر!... گوش می کنم.

بعد از مکث کوتاهی دقیق بهم خیره شد و گفت: خیلی وقت بود اینطوری داغون ندیده بودمش!

- نمی فهمم در مورد چی حرف می زنی؟

- زدین به تیپ هم؟

تعجب کردم که خیلی واضح داشت از رابطه ای بین ما حرف می زد. با خونسردی گفتم: چرت و پرت نگو!

- داری سعی می کنی بهش نزدیک بشی. آره؟

- نگران نباش... خرمگس ها چشم کسی رو نمی گیرن.

- بعضی از مردها سلیقه ی عنی دارن.

- تو بهشون مشاوره بده.


romangram.com | @romangram_com