#هیچوقت_دیر_نیست_پارت_298

- هی دور و بر من می چرخی!

- من اصلاً نگاهت کردم تو این دو روز؟

- چه دقیق حساب روزش رو هم داری!

- حساب چی منظورته؟

- به تو چه ربطی داره که بپرسی من کجا میرم، میام؟

- می خواستم دست شاهین رو بشه، هر جا می خوای برو! اصلاً نیا.

- ...

- من هم هر جا بخوام میرم!

- غلط می کنی!

- ...

- اگه بخوام نمیذارم پات رو از اتاق بیرون بذاری!!

ساکت شدم و گیج نگاهش کردم. منظورش از این حرف ها همونی بود که من حس می کردم؟ یا من دوباره توهم زده بودم؟ باز یکی از همون لبخندهای نادرش رو تحویل داد و شمرده شمرده گفت: سعی نکن من رو عاشق خودت کنی. من از اون تیپ آدم ها نیستم... این مزخرفات اینجا ممنوعه، از رفتار بقیه نفهمیدی؟


romangram.com | @romangram_com