#هیچوقت_دیر_نیست_پارت_178
-...
-کی قراره شَرِت کم شه؟
-از رئیست بپرس!
شاهین نگاه ناراضیش رو به سمت یاس چرخوند و گفت: فعلاً که عقلشو...
با دیدن صورت عصبی یاس جمله اش رو کامل نکرد. به جاش پرسید: گفتی از شرشون خلاص شدی... جنس ها رو کجا خالی کردی؟
-وسط شمشادها، توی جوب.
-کدوم خیابون؟
-چهارراه دوم بالای آزمایشگاه، تو یه فرعی.
-چطور فهمیدی؟
داشتم هر چیزی که بابک بهم یاد داده بود رو می گفتم. برای اینکه شک نکنه گفتم: داری بازجویی می کنی؟!
یاس گفت: جواب بده.
-اون موقع خیلی ترسو بودم... هر چی از آزمایشگاه می بردم رو توی ماشین قایم می کردم. می خواستم لای صندلی ها بذارم که بسته ی شما رو دیدم. خیلی هول شدم اما بعد یه جای خلوت گیر آوردم و خالیشون کردم تو جوب. تو خود پارکینگ نمی شد. همکارهام رد می شدند.
romangram.com | @romangram_com