#هیچکسان_(جلد_سوم_حقیقت_رمانتیک_قتل)_پارت_277

- هیچ کدوم...

- "هیچ کدوم" بین گزینه های من نبود!

- ببین، اگه می خوای منو بکشی بکش ولی من اسم کسی رو به جای خودم نمیدم.

- بهتره " اگه" رو از جمله ت حذف کنی چون به هر حال من می کُشمت.فقط دوست دارم قبلش یه نفر رو به جای خودت انتخاب کنی تا شاید چیزایی که تو نتونستی بهم بدی رو بتونم از اون بگیرم.

- امکان نداره همچین کاری بکنم.

- پس منم مجبورم همه شونو با خودم ببرم!

این حرفش بدجوری عصبانیم می کرد جوری که بعضی وقتا دردمو فراموش می کردم...

گفتم : جرأتشو نداری!

مصممانه گفت : جرأتش رو ندارم؟

اشکم دراومده بود،برای یه لحظه به این فکر کردم که اسم داروین رو بگم...اما چطور می تونستم؟ عادلانه نبود که به خاطر اشتباهات من بمیره...

با همون لحن مصمم ادامه داد : نمی دونم چرا انقدر به خودت سخت می گیری، انتخابش اونقدرها هم که فکر می کنی سخت نیست!

- تو متوجه نیستی... .

- یه چیز رو در مورد تو خوب می دونم، اونم اینکه تو شناخت آدم های اطرافت واقعا مشکل داری! فکر می کنی تا الان اون سه نفر واسه پیدا کردنت چی کار کردن؟

- می دونم که همه ی سعی شونو کردن...

romangram.com | @romangram_com