#هیچکسان_(جلد_سوم_حقیقت_رمانتیک_قتل)_پارت_259

با ناراحتی و اعصاب خردی گفتم : داروین، میشه دیگه ادامه ندی؟ تا همین الانش هم با حرفات تا آخر عمر زخمی شدم!

داروین – در کل حرف ِ من اینه، اگه جن های مومن می خوان واقعا کمک کنن و مثلا عدالت رو برقرار کنن چرا به کسایی مثه این دختر بچه کمک نمی کنن؟ فرض کن ده روز این بچه زیر دست این دو تا پسر بوده و هیچ کس هم متوجه نشده، به نظر من یه جن می تونسته از این قضیه سر دربیاره! تازه فرضا هم من خواسته یا ناخواسته به یکی از امام ها توهین کنم، فک نمی کنم به هیچ جنی مربوط باشه! مگه نمیگن مسلمون به معتقد به خدا؟ پس نباید تو زندگی آدما سرک بکشن!

- چی بگم والا...یه جورایی بحث تعصب مطرحه.می تونیم اینجوری نتیجه گیری کنیم که توهین به امام حسین برای جن های مسلمون از جون اون دختربچه یا افرادی مثل اون مهم تره!

داروین – به هر حال از نظر من جن ها یا نباید دخالت کنن، یا اگرم می کنن تو مواردی دخالت کنن که باعث نجات یه نفر بشه و کلا این دخالتشون شون مفید باشه.صادقانه بگم من نماز نمی خونم،حتی روزه هم نمی گیرم...ولی بدون شک خدا رو قبول دارم،امام ها رو هم دوست دارم.ولی این موضوع به هیچ وجه باعث نمیشه که همچین کاری رو به عنوان یه کار درست از طرف جن های مسلمون قبول کنیم، در صورتی که هر لحظه تو دنیا داره برای آدمای خوب اتفاق های بد میفته... اونوقت جن ها به همچین مسائلی توجه می کنن!

- حرفتو قبول دارم...این کارشون منطقی به نظر نمی رسه.یادم باشه بعدا به عنوان یه انتقاد باهاش درمیون بذارم! گفتی این برنامه هه رو کجا دیدی؟

داروین – از صدا و سیما دیدم.

- برنامه های تلویزیون روز به روز دارن خشن تر میشن!

یهو داروین از اون حالت ناراحت بیرون اومد و خندید و دیگه چیزی نگفت.

چند ثانیه منتظر موندم تا بگه چرا خندید ولی حرفی نزد.

گفتم : چی شد؟

داروین – هیچی، یاد بابام افتادم.

- خب...نمی خوای بگی دقیقا یاد ِ چی ِ بابات افتادی؟

داروین – نه برات جالب نیست بدونی.

- یه سوال جدی و یه کم خصوصی ازت بپرسم؟

romangram.com | @romangram_com