#هیچکسان_(جلد_دوم_دژاسو)_پارت_177

خوبی ِ خونه ی من اینه که به خاطر قرار گرفتن تمام اتاق ها توی یک خط، همه ی قسمت های خونه به حیاط راه دارن.برای همین از اون یکی در ِ اتاق وارد حیاط شدم که فک کنن من از بیرون اومدم.

خودمو به در ِ پذیرایی رسوندم و چند تا ضربه به در زدم.همین که وارد ِ پذیرایی شدم همه سکوت کردن و به من خیره شدن.منم نه سلامی نه علیکی...می خواستم وانمود کنم از دیدن ِ اونا توی خونه م متعجب ام.

مسعود با عصبانیت پرسید : تو کدوم گوری بودی؟

- کلافه بودم، رفتم بیرون یه هوایی به کله م بزنه.اگه می دونستم قراره اینجوری بهم شبیخون بزنید نمی رفتم!

سامان با عصبانیت و داد و بیداد گفت : برو بابا، زدی برادر ِ منو نفله کردی اونوقت میگی رفتی هواخوری!

مسعود با بی حوصلگی آروم هُلش داد و گفت : صداتو بیار پایین، چرا حرف مفت می زنی؟

متوجه شدم یه طرف صورت ِ سامان سرخ ِ.کلی کیف کردم، نزدیک بود بزنم زیر خنده.

سامان با همون لحن گفت : خودت حرف مفت نزن ...( و چند تا فحش ناجور که اصلا نمی تونم به زبون بیارم!)

دیدم مسعود خون جلوی چشماشو گرفته و الان ِ که بزنه سامان رو لت و پار کنه.رفتم تا جلوشو بگیرم.تا میومدم آرومش کنم سامان دهنشو باز می کرد و چرت و پرت می گفت، بدتر مسعودو عصبانی می کرد.بابام هم که عین ِ ماست وایساده بود اصلا سعی نمی کرد جلوی دهن ِ اونو بگیره، فقط نزدیکش وایساده بود و ارشادش می کرد!

وقتی دیدم نمیشه جلوی هیچ کدومشونو گرفت رو به سامان گفتم : آقا اصن تو رو کی اینجا راه داده؟ بیا برو بیرون اعصاب ِ ما رو خرد نکن!

سامان با عصبانیت اومد جلو گفت : تو دیگه خفه شو مرتیکه ی جادوگر...

بعد یه دونه محکم خوابوند زیر ِ گوشم.دیگه کنترل مو از دست دادم و جوری هُلش دادم که نقش ِ زمین شد.نشستم روی سینه ش و چپ و راست می زدم توی صورتش اما متاسفانه اون حالت ِ خوشایند چند ثانیه بیشتر دَووم نیورد و مسعود منو از روش بلند کرد.به بابام هم گفت : تو اونو بنداز بیرون.

مسعود منو برد توی هال و گفت : آروم باش بابا تو چرا یهو قاطی کردی؟

- چیه؟ فقط تو حق داری دیگرانو بزنی؟

مسعود – من می زنم ولی نه اینجوری غیر اصولی! می دونی اگه خون از دماغش بیاد باید کلی دیه ی این عتیقه رو بدی؟!

نشستم و گفتم : آره بابا...درسشو خوندم.

مسعود هم نشست جلوم و گفت : کجا بودی تو؟ فک کردم بی بهراد شدم سر ِ جَوونی.

- گفتم که...رفته بودم بیرون یکم بچرخم.

romangram.com | @romangram_com