#حسی_مثل_دلتنگی_پارت_306


دستاشو مشت ميکنه و

بعد يک مکث طولاني با اطمينان ميگه :

-من هنوزم حاضرم باهات ازدواج کنم .

چون دوست دارم .

حتي اگه عاشق يکي ديگه باشي ، من اميدم به روزيه که منو قبولم کني .

حاضرم براي بچت پدري کنم دور از همه ي مردم

متعجب نگاهش ميکنم .

بدون اينکه به نگاهم اهميتي بده .

خم ميشه و دستمو ميگيره .

ميخوام دستمو بکشم که محکم دستمو فشار ميده و ميگه :

-فکر هاتو بکن ! توي اين دنياي بزرگ ، کسي نيست تو رو انقدري که من ميخوامت ، بخواد .

خيلي ميخوامت سارا . حاضرم تا آخر عمر پات وايستم .

فکراتو بکن . با من ازدواج کن! روز هاي تلختو از ذهنت پاک ميکنم قول ميدم .

بهش نگاه ميکنم .

حرفي براي پاسخ دادن به اين همه خوبيو ندارم .

علارقم تمام اتفاقات .

علارقم عصبانيتش باز هم ميخواد قبولم کنه و من چه قدر راحت پسش ميزنم

ميثم منتظر جواب من نميمونه.


romangram.com | @romangram_com